تبليغاتX
اتوبان قم - مشهد
:: سلام ::

 

نیایش با ستاره ها ...

 

سلام سوره ی رحمان ، هزار آیه ی ژرف

سلام مادر دریا ، هزار تور شگرف

سلام بیت نجیب قصیده پردازان

سلام رمز کلام بزرگ همرازان

سلام آینه دار تمام تابش ها

سلام مطلع طوفانی نیایش ها

سلام زمزمه های بزرگ بخشیدن

سلام جلوه ی زیباتر پرستیدن

در این کویر پر از مرگ مثل آهویم

فقط برای نگاه تو شعر می گویم

زمین برای نگاهت ستاره می چیند

قلم به شوق تو هی استعاره می چیند

اگر چه شب پر رویا و آرزو بافی ست

تبسم تو برای سحر شدن کافی ست

دوباره عطر تو پیچیده در سحرگاهم

طلوع از تو نباشد ، سحر نمی خواهم

قلم به  شوق کلامت بهار می خواهد

برای خواندن حلاج دار می خواهد

برای خواندن تو تا کجا قصیده شوم

کجای عطر تو چون باد ها وزیده شوم

بیا ببین که مناجات های زیبایت

مرا کشانده به امواج ناب دریایت

جسارت است قلم مست آیه ها شده است

غریبه ای که برای تو آشنا شده است

سرود روشن آیات بی قرار حضور

صدای پای تو پیچیده در بهار حضور

صدای پای تو آری صدای هر نفست

منم پرنده ی مستی که مانده در قفست

قفس که نه همه ی آسمان به دستانت

کلید صحن زمین و زمان به دستانت

غزل اگر به تو بالیده است حق دارد

تمام عمر تو را دیده است ، حق دارد

تمام عمر شکوه تو را رصد کردن

به از ندیدن و صد شهر عشق رد کردن 

غزل غزل به فدای نگاهتان هیچ است

ستاره هم برود در پناهتان هیچ است

ستاره ها به سحر می رسند می رقصند

یه کوله بار سفر می رسند می رقصند

همین که شب به سر انجام خود می آویزد

به روی دشت پر از عشق نقره می ریزد

شهاب گمشده ای می رود به سوی طلوع

میان دشت وزیده است رنگ و  بوی طلوع

نسیم عطر وزان است این که می آید

صدای پای اذان است این که می اید

به عشق پنجره ها حوض خانه می خندد

میان باغچه ی دل جوانه می خندد

شمیم عشق می آید ، شمیم ناب بهشت

کسی میان غزل های من دوباره نوشت

بریز قافیه ها را ، قشنگ و ساده بگو

خدا برای تو کافی ست ، ایستاده بگو

قیام و نیت و ذکر و قنوت و  باران ها

فرشته ها که نوشتند نام مهمان ها

بخند ، بوسه بزن ، گریه کن ، دعا خوب است

سلام کن که تمام سلام ها خوب است

صدای بوسه و خورشید و دشت ها گلشن

دوباره صبح شده ، چشم آسمان روشن

***

قلم هر آن چه به لب آورد نشانه توست

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست

 

( علی سلیمانی )

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در دوشنبه 20 مهر1388 ساعت 18:42 موضوع :: شعر :: | لینک ثابت

:: عشق نامه ::

 

سلام  و شاید هم خداحافظ ، سالهاست چمدانم را بسته ام

سالهاست مادرم هر صبح یک کاسه آب و قران دستش می گیرد

 و در آستانه در می ایستد تا سفرم به خیر باشد ، خواب است اما آن قدر شیرین است

که دوست ندارم هیچ وقت بیدار شوم ، چه ارزشی دارد بیداری وقتی که قرار است

غرق شوم در دنیایی که هیچ حرفی برای گفتن از تو ندارد

چه صدابت بزنم خوب است ... خودت بگو آقا ، ارباب ، سلطان یا ... نه این اسم ها را

که همه گفته اند بگذار نام جدیدی برایت انتخاب کنم خورشید چه طور است ؟

این را هم گفته اند ، فهمیدم عاشق بهترین اسم برای تو عاشق است

تو اگر عاشق نبودی این همه راه را نمی آمدی تا غنچه ها به خاطر تو به پرواز در بیایند و گل کنند 

 تو اگر عاشق نبودی این گونه به سوی اهل نیشابور نمی دویدی و آغوش به آغوش ماه

آن ها نمی شدی ، اصلا تو اگر عاشق نباشی این همه دل شکسته و غریب مقیم چشم هایت نمی شوند

پس عاشق اسم خوبی ست برای تو ، قبل از این ها فکر می کردم عاشق منم که هر سال دلم تنگ می شود

 و دوست دارم ببینمت ولی نه این عشق نیست عاشق تو آنها بودند که سال ها طول می کشید

 با پای پیاده بیایند و برسند و زیارت کنند قدم هایت را

 آری من عاشق نیستم من فقط دلتنگم گاهی .حالا تو نمی شود مرا هم کمی ...

 نه عاشقم کنی بهتر است شاید . شنیده ایم دعوت می کنی دوستانت را 

 نمی شود یکبار کارت دعوت هایت را برای من هم بفرستی به خدا دلم گرفت

این قدر هر روز اتوبوس و قطار از کنار من رد می شود

به سمت تو بدون اینکه نام من در بین مسافرانش باشد حالا که تو تمام آرزو های من شده ای

دوستم داشته باش حتی کم ...

 

( علی سلیمانی )

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 0:52 موضوع :: متن ادبی :: | لینک ثابت

:: کرامت 5 ::

 

افزايش ثروت

از حسين بن موسى نقل شده كه مى‏گويد:

«به همراه عده‏اى از جوانان بنى هاشم نزد امام رضا عليه‏السلام نشسته بوديم

 كه جعفر بن عمر علوى با شكل و قيافه فقيرانه بر ما گذشت.

بعضى از ما با نگاه مسخره‏آميزى به حالت وى نگريستيم. امام رضا عليه‏السلام فرمودند:

به زودى مى‏بينيد زندگى وى تغيير كرده، اموالش زياد و خادمينش بسيار و ظاهرش آراسته مى‏شود.

 حسين بن موسى مى‏گويد: پس از گذشت يك ماه والى مدينه عوض شد

 و جعفر نزد والى جديد مقام و منزلت خاصى پيدا كرد و زندگى‏اش همان‏گونه كه امام فرمود

 تغيير كرد و بعد از آن جعفر بن عمر علوى را احترام و براى وى دعا مى‏كرديم.»

 

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در شنبه 28 شهریور1388 ساعت 0:21 موضوع :: کرامات :: | لینک ثابت

:: موج عشق ::

  

سرمشق ...

 

هر چند شعرم دوباره ، ترتیب موزون ندارد

عاشق شدم دست من نیست ، عاشق که قانون ندارد

لبخند هایت نشانی ست ، آرامشی آسمانی ست

این موج عشقی که داری ، اروند و کارون ندارد

هر گوشه دیوانه هایت ، در انتظار صدایت

لیلی که الگوی عشق است ، این قدر مجنون ندارد

تو از تبار بهاری ، از نسل پرواز و باران

بی تو جهان رنگ مرگ است ، رگ های ما خون ندارد  

وقتی تو معشوقه باشی ، رنگ غزل ها قشنگ است

این شعر کاری به کار ، ( چوپان ) و ( خاتون ) ندارد

( علی سلیمانی )

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در چهارشنبه 25 شهریور1388 ساعت 4:9 موضوع :: شعر :: | لینک ثابت

:: 10 حدیث رضوی ::

 

امام رضا (ع) فرمودند:

تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

 

(بحارالانوار،ج78،ص 347)
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل

هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود .


(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)
 
امام رضا (ع) فرمودند:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ:

اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت

باشد: دین‏ شناسى ، تدبر نیــکو در زندگى ، و شکیـبایى در مصیبت‏ها و بلاها.
 
(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ج1 )
 
قالَ الرضا ( عَلَيه السَّلام ) :


" رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْيى أمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى أمْرَكُمْ؟
وَ قالَ (عليه السلام) : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ "

« رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤال شد:
چگونه؟ حضرت پاسخ داد : علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.


(بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13)
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة

هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید
خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.  


(اصول کافى، ج 3، ص 268)
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

صدیقُ کلُّ امری عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهَ

دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست.   

(جهاد النفس، ج82)
 
 
امام رضا (ع) فرمودند:

اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً.

گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می فرماید:

من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باش.

(جهاد با نفس، ح 147)
 
 

امام رضا (ع) فرمودند:

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا, لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ.


هر كه در مجلسی بنشیند كه در آن معارف ما [اهل بیت] زنده شود
در روزی كه قلبها می‌میرد ، قلب او نخواهد مرد.
  

( بحار الأنوار، ج 49، ص 90)
 
 

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

 

( بحار الانوار ج 93، ص 346 )

 

عن الرّضا عليه السلام

لا يتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فيه عَشر خِصـال- اَلخيــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - يَستكثِر قليلُ الخير مِن غيره - وَ يَستقل كَثيرُ الخير مـِن نفسه - لا يسام من طلب الحـوائج اليه - و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ اليه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى اليه من الشهره - ثـم قال عليه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قيل له: ما هى؟ - قال عليه السلام: لايرى احدا إلا قال: هو خير منى و اتقى -

امام رضا عليه السلام فرمود

عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد -

ـ از او اميد خير باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد

ـ خير بسيار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟

فـرمـود: كسي را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است

( تحف العقول، ص 443)

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در چهارشنبه 18 شهریور1388 ساعت 16:12 موضوع :: احادیث :: | لینک ثابت