مادر بزرگوار امام رضا عليهالسلام مىفرمايد: «زمانى كه ايشان به دنيا آمد
در حالى كه دستانش را روى زمين گذاشته و سر مباركشان را به طرف آسمان بلند كرده بود
لبانش تكان مىخورد. گويا با خدا مناجات مىكرد. در اين حال پدر بزرگوارش آمد
به من فرمود: «هَنِيئا لَكِ كَرامَةُ رَبِّكِ عَزَّ وَجَلَّ؛ گوارا [و مبارك] باد
بر تو كرامت پروردگار عزيز و جليلت!»
در اين حال فرزند را به ايشان دادم و ايشان در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواندند
و با آب فرات كام دهانش را برداشتند.»

نوشته شده توسط علی سلیمانی در شنبه 30 خرداد1388 ساعت 13:33 موضوع :: کرامات :: | لینک ثابت
با عرض سلام و به خدمت امام عزيز، امام رضا اميدوارم که از همهي ما بندگان خداوند
راضي و خشنود باشي. امام عزيزم من از شما امام بزرگوار و مهربان ميخواهم
که من و همهي دانشآموزان را در درسهايمان کمک کني. من از شما امام بزرگوار ميخواهم
که من را بطلبي که بتوانم به پابوس بيايمو ضريح پاک و مقدست را از نزديک ببينم و ببوسم
و من آرزوهاي زيادي دارم و ميخواهم که مرا به اين آرزوها برساني.
يکي از آن آرزوها سلامتي و ضهور آن حضرت ميباشد.
اماما همهي نيازمندان را به حق بزرگي خودت کاري کن که نيازهايشان برآورده شود
و تمامي مريضان را شفا بده و دستهاي دشمنان اسلام را از کشور پاکمان کوتاه کن
و هيچ وقت ما را محتاج کسي نکن. اميدوارم که از من و همه بندگانت راضي باشي
و گناهانمان را ببخشي.
نامهای به امام رضا(ع) نوشته زهرا چگيني از دانش آموزان روستاي منجان
نوشته شده توسط علی سلیمانی در جمعه 29 خرداد1388 ساعت 13:21 موضوع :: خاطره :: | لینک ثابت
امشب بدون بال به سویت پریده ام
در لابلای دود و غم و التهاب ها
چشمان من گذشته از این رنگ های پوچ
از بوق شهر ها و خیال سراب ها
سرشار از خیال پریدم به شوقتان
یعنی دلم برای شما تنگ می شود
هستید مثل آینه ها ، مثل آسمان
یک لحظه بی شما دل من سنگ می شود
احساس می کنم که وجودم پر از شماست
شاعر که نیستم بنویسم برایتان
آقا اجازه هست که آهو شوم شما
ضامن شوید ، دل برود در پناهتان
اکسیر عشقتان وطنم را به خواب برد
این خاک را جدای همه با طلا نوشت
این خانه کعبه است و آن کعبه خانه ای
آن را خلیل ساخت و این را رضا نوشت
ما در خم نگاه شما مانده ایم و باز
صحبت ز اختیار و تن و جبر می کنیم
آقا دعا کنید که خورشید بشکفد
این جمعه با امید شما صبر می کنیم
(علی سلیمانی)
نوشته شده توسط علی سلیمانی در چهارشنبه 27 خرداد1388 ساعت 14:35 موضوع :: شعر :: | لینک ثابت
مادر بزرگوار حضرت رضا (ع) مىفرمايد:
«هنگام حاملگى، سنگينى حمل را احساس نكردم
هنگام خواب صداى تسبيح وتهليل و تقديس وى را مىشنيدم.»

نوشته شده توسط علی سلیمانی در سه شنبه 26 خرداد1388 ساعت 16:27 موضوع :: کرامات :: | لینک ثابت
چه زيباست آن دم كه به ياد آْري محبوبي چنين شايسته را به معشوقي برگزيدهاي و چه زيباتر آن لحظه كه عهد با جانان را در صفحات توفاني و پرطلاتم خاطراتت مرور ميكني، خوشايند است آن دم كه به ياد آري محبوب زيبايت را و بداني كه قلب كوچك و تاريك تو را نور وجود اوست كه روشن نموده است.
محبوب من، روزي در سايهسار پرودگارم نشسته بودم؛ به ياد ميآورم كه در ميان لحظههاي متبلور آن ديدار براي حل مشكلاتم چاره و درماني خواستم و او بي درنگ در جواب اين سؤال من فرمود: من كليد مشكلات تو را به خيمهدار خيمهتان، رضا(ع) سپردهام. و حال چگونه ميتوانم از عشق به تو چشمپوشي كنم در حاليكه فرمانرواي قلبم گشتهاي؟
روزها و ماهها را به انتظار ديدار تو مينشينم؛ و چه دوستداشتني است انتظار ديدار ياري چنين. آقا جان دلم ميخواد از شوق ديدارتان پر گيرم و به آسمان بروم؛ ماههاست كه لياقت نماز خواندن در صحن انقلاب را نيافتهام، اما هنوز طعم گواراي آب سقاخانه را به ياد دارم، به ياد دارم كه كبوتران پرشكسته از عشق تو به تسبيح و ثناي خدايت ميپردازند و شاهد اين گواهم سكوت و عدم تحركشان است هنگام نماز جماعت، گويي آنها هم به امين جماعت اقتدا كردهاند.
آن زمان كه اجازهي دستبوسي دهي به ديدارت ميآيم به اميد آنكه شكوه نمايم از غربت مهدي فاطمه(س) و گلايه كنم از مردمي كه ظهور ياس زهرا(س) را تنها براي رهايي از مشكلاتشان ميخواهند. وآنگاه كه قدم در پيشگاه تو ميگذارم در ميان انبوه جمعيت خود را گم ميكنم؛ آن لحظه، بيدرنگ درميابم كه تو نيز در ميان اين همه مشتاق غريبي و من چه ساده ميانگاشتم...
به ياد ميآورم كه در كوچههاي مدينه پارهي تن محمد(ص) را از شاخه چيدند، به ياد ميآورم چاه غربت علي(ع) را، به ياد ميآورم حسنش(ع) را كه هنوز حتي در تولدش غريب است، به ياد دارم شش ماههي حسينش(ع) را و از خاطر نميبرم نيايشهاي سجاد(ع) را، فراموش نخواهم كرد تو را كه در اسارت به ولايت عهدي مجبور نمودند.
پروردگارم بعد از سپردن يازده گل محمدي به دست ما، شاهد پرپر شدن تك تك آنها در نهايت بيرحمي بود؛ حال نزديك به دوازده قرن است كه گل دوازدهم را در پردهايي پنهان نموده تا مبادا نااهليمان چون گذشتگانمان آزردهخاطرش كند؛ و چه بيخيال از كنار گل زهرا(س) ميگذريم و چه پر مدعا كه، منتظرش هستيم؟!
و اكنون از تو ميخواهم كه ما را مهدوي كني تا لياقت انتظارش را بيابيم؛ و آنگاه كه با حضورش، بهار مهمان دلها ميگردد؛ ما در ركاب او باشيم و تو دلشاد از اين خدمت.
آمين يا رب العالمين

دانلود کرامات و زیارت نامه امام رضا
نوشته شده توسط علی سلیمانی در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 21:38 موضوع :: خاطره :: | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

آهو شده ام تا به پناهت برسم
با پای پیاده سوی راهت برسم
امروز خریده ام زیارت نامه
شاید که به پابوس نگاهت برسم
شعر های علی سلیمانی ...
( برداشت فقط با ذکر منبع )
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
:: کوچه های پرواز ::
:: به سوی نور ::
:: در بین ماست ::
:: دلم می خواهد ::
:: حس غریب ::
:: خبر آمد ... ::
:: سیمرغ ::
:: دوستداران ظهور ::
:: دلتنگی ::
:: منتظران ظهور ::
:: منتظران ظهور ::
:: یوسف گمگشته ::
:: حسرت ::
:: عطر ظهور ::
:: شب هجران ::
:: غم یار ::
:: بوی سیب ::
:: انتظار ::
:: پاییز ::
:: پایگاه المهدی ::
:: عشق الهی ::
:: گل نرگس ::
:: عشق عصر ::
:: آخرین جمعه ::
:: صبح صادق ::
:: حس غریب ::
:: فردا ::
:: حجاب ::
:: نگین سبز ::
:: منجی مهر ::
:: نگاه نو ::
:: امروز بیا ::
:: تسبیح ::
:: غدیر ::
:: عطش ::
:: شهدا ::
:: تا وصل ::
:: راه نور ::
:: مهر ::
:: یا رضا ::
آخرین نوشته ها
:: سلام ::
:: عشق نامه ::
:: کرامت 5 ::
:: موج عشق ::
:: 10 حدیث رضوی ::
:: معبد عشق ::
:: جاده های عاشقی ::
:: کرامت 4 ::
:: عشق + تو ::
:: اتوبوس ::
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^