به نهمین خورشید عشق ...

 

هر چند زخمی روی پر های کبوتر بود

اما مزارت تا ابد جای کبوتر بود

با این که می ترسید اما بال ها را بست

آخر حریمت تا ابد جای کبوتر بود

بکباره در آتش ضریحت غرق طوفان شد

دیگر کسی چون تو پذیرای کبوتر بود

از سامرا تا کربلا ... مشهد ، نجف ، قم ، ری

چشمان تو درگیر فردای کبوتر بود

با بال هایش آب و جارو کرد صحنت را

گرد و غبارت هم گوارای کبوتر بود 

دور مشبک های افتاده طوافی کرد

انگار گنبد طور سینای کبوتر بود

فریاد زد خورشید نزدیک است ، می مانم

هر چند زخمی روی پر های کبوتر بود 

( علی سلیمانی )

 

 


 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در شنبه 3 مرداد1388 ساعت 19:13 موضوع :: شعر :: | لینک ثابت